نمايش منو
آخرین مطالب
کد مطلب: 11316 تعداد بازدید: ۱۵۶

كسب آرامش به روش كنترل اسنادي

شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
سناد (نسبت دادن) يعني تعيين اين كه منشأ امور، چه كسي است و چه كسي هدايت و برنامه ريزي كارها را در دست دارد. براي انسان، خيلي مهم است كه بداند آنچه مي بيند، از چه منبعي صادر شده و به چه كسي منسوب است. اين كه چه كسي مورد اِسناد است، نقش زيادي در كاهش يا افزايش فشارهاي رواني دارد. براي انسان، مهم تر از اصل حادثه، اين است كه بداند چه كسي اين كار را انجام داده است.
كسب آرامش به روش كنترل اسنادي
اسناد (نسبت دادن) يعني تعيين اين كه منشأ امور، چه كسي است و چه كسي هدايت و برنامه ريزي كارها را در دست دارد. براي انسان، خيلي مهم است كه بداند آنچه مي بيند، از چه منبعي صادر شده و به چه كسي منسوب است. اين كه چه كسي مورد اِسناد است، نقش زيادي در كاهش يا افزايش فشارهاي رواني دارد. براي انسان، مهم تر از اصل حادثه، اين است كه بداند چه كسي اين كار را انجام داده است.

اگر كار واحدي از دو نفر- كه از جهت ارزش، براي انسان متفاوت اند-، سر بزند، واكنش ها يكسان نخواهد بود. اگر منشأ فعل، كسي باشد كه انسان به او اعتماد و اطمينان دارد، در برابر اقدامات او واكنش مثبت نشان خواهد داد. اين، نشانگر نقش اِسناد در حوادث است.

حادثه ها غيرمنتظره و تصادفي نيستند

بر همين اساس، يكي از چيزهايي كه بر تلخي حوادث مي افزايد، تصادفي پنداشتن و خارج از برنامه دانستن آنهاست. معمولاً هنگامي كه حادثه ي ناخوشايندي رخ مي دهد، آن را تصادفي و خارج از قاعده مي دانيم و معتقديم نبايد چنين اتفاقي مي افتاد؛ اما اگر بدانيم سختي ها و حادثه ها بخشي از زندگي اند و همه ي اينها تحت يك برنامه ي منظم و دقيقْ قرار دارند، آن گاه، واكنش ما متفاوت خواهد بود.
امام علي عليه السلام نامه اي به ابن عباس مي نويسد و در آن، جمله اي بيان مي كند كه ابن عباس مي گويد:«بعد از سخن پيامبر خدا صلي الله عليه و آله از هيچ سخني به اين اندازه، بهره مند نشدم!». جمله ي حضرت، در توصيف همين حالت ياد شده ي انسان است. ايشان مي فرمايد:
اما بعد، پس همانا آدمي گاهي به دست آوردن چيزي، او را خرسند مي سازد كه بنا نبوده به او نرسد، و نداشتن چيزي، او را ناراحت مي كند كه بنا نبوده به او برسد. (1)
وقتي بدانيم سختي هاي زندگي، براساس مقدّرات خداوندي رخ داده كه رحيم، عليم و حكيم است، بدون شك، اين باور، تنيدگي و رنج مصيبت را كاهش مي دهد و موقعيت ناخوشايند را تحمل پذير مي سازد. وقتي مسلمانان صدر اسلام، دچار بحران مي شدند، منافقان، خوش حال مي شدند و به آنان طعنه مي زدند. خداوند متعال براي تسكين آنان، آنها را به مسئله ي تقدير الهي توجه مي دهد و خطاب به رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد:

«قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ‌ (2).

بگو هيچ حادثه اي براي ما رخ نمي دهد، مگر آنچه خداوند براي ما نوشته است؛ او مولاي ماست، و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند».
در آيه ي ديگري خداوند متعال، به مقدّر بودن حوادث اشاره مي كند و فايده ي آن را اين مي داند كه انسان، نه از ناخوشي ها غمگين مي شود و نه از خوشي ها سرمست:

«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لاَ فِي أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ*لِکَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَ لاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ (3).

هيچ مصيبتي نه در زمين و نه در نفسْهاي شما[به شما] نرسد، مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم، در كتابي است. اين[كار] بر خدا آسان است* تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به[سبب] آنچه به شما داده است شادماني نكنيد، و خدا هيچ خودپسند فخرفروشي را دوست ندارد. »
باور به اين حقيقت، نقش مهمي در كاهش تنيدگي ها و آسودگي زندگي ها دارد. يكي از سخت ترين مصيبت هاي عالم، مصيبت كربلا و كاروان اسيران است. وقتي كاروان اُسراي كربلا به شام و دربار يزيد رسيد، يزيد،‌ به امام سجاد عليه السلام رو كرد و با خواندن آيه اي (4)خواست بگويد اين حادثه، كيفر اعمال خودتان بود! امام سجاد عليه السلام با خواندن آيه ي بالا در پاسخ وي فرمود:
هرگز، اين آيه درباره ما نازل نشده است، اين آيه درباره ما نازل شده كه:هيچ مصيبتي نه در زمين و نه در نفسْهاي شما[ به شما] نرسد، مگر آنكه. . .
سپس حضرت با استناد به اين آيه فرمود:
پس ما آناني هستيم كه بر آنچه از دست داده ايم، افسوس نمي خوريم و به خاطر آنچه به دست مي آوريم، سرمست نمي شويم. (5)
همين منطق را در كلام فاطمه ي صغرا در كوفه مي بينيم. وي حدود بيست سال سن دارد و با آن همه سختي، مصيبت و داغي كه ديده است، در دربار فرد جلّاد و خون آشامي همچون عبيدالله بن زياد، مثل شير مي خروشد و عليه كوفيان و حاكم كوفه سخنراني مي كند. راز اين ايستادگي، مقاومت و دليري چيست؟ او خود در سخنانش پرده از اين راز برمي دارد و مي گويد:
بدون ترديد، نبايد دل هايتان شما را به خاطر خون هايي كه از ما ريختيد و اموالي كه از ما به غارت برديد، به خوش حالي و شادماني فراخواند؛ زيرا آن مصيبت هاي سخت و گرفتاري هاي بزرگي كه ما ديديم، پيش از آن كه رخ دهد، در كتابي (لوح محفوظ)ثبت بوده است و اين، بر خداوندْ آسان است؛ تا اين كه به خاطر آنچه از دست داده ايد، تأسف مخوريد و به خاطر آنچه به دست مي آوريد، سرمست نشويد، و خداوند، هيچ متكبر فخرفروشي را دوست ندارد. (6)
اين، اعجازِ باور به تقدير الهي است. باور به تقدير الهي، انسان را از تأثير نوسانات شديد زندگي، ايمن مي سازد و بدين سان، آرامش و آسايش را به زندگي مي آورد. به همين جهت، پيامبرخدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
باور به تقدير، اندوه و حزن را [از بين] مي برد. (7)
امام علي عليه السلام در تفسير آيه ي شريفه: «وَ کَانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمَا» (8)مي فرمايد:
آن گنج، لوحي از طلا بود كه روي آن نوشته شده بود: به نام خداوند[بخشنده ي مهربان]! هيچ خدايي جز الله نيست، محمد، فرستاده ي خداست. . . در شگفتم چرا كسي كه باور به تقدير دارد، محزون است؟! (9)
اگر باور به تقدير الهي، وجود داشته باشد، جايي براي حزن و اندوه، باقي نمي ماند. به همين جهت، امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
اگر هر چيزي به قضا و قدر الهي است، پس حزن و اندوه براي چيست؟! (10)

پي‌نوشت‌ها:

1. نهج البلاغه، نامه ي 22؛ ر. ك: الكافي، ج8، ص 240، ح327.
2. سوره ي توبه،‌آيه 51.
3. سوره ي حديد،‌آيه 22-23.
4. «وَ مَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَيْدِيکُمْ» (سوره ي شورا، آيه 30).
5. تفسير القمي، ج2، ص 277؛ بحارالانوار، ج45، ص 168.
6. الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 195.
7. مسند الشّهاب، ج1، ص 187؛ الفردوس، ج1، ص 113، ح384؛ كنزالعمال، ج1، ص 106.
8. اين آيه، مربوط به جريان حضرت موسي و حضرت خضر است، آن گاه كه خضر، ديواري را كه در حال خراب شدن بود، تعمير كرد و در تبيين علت آن، آيه ي يادشده را بيان كرد (ر. ك:سوره ي كهف،‌آيه ي 82).
9. معاني الاخبار، ص200، ح1؛ الكافي، ج2، ص 59، ح9؛ تنبيه الخواطر، ج2، ص 184.
10. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 393، ح5836؛ الخصال، ج2، ص 450.

منبع مقاله: پسنديده، عباس؛ (بي تا)، هنر رضايت از زندگي، قم: دفتر نشر معارف، چاپ نهم